- گروه: فرهنگی
- کد خبر: 111
- بازدید: 21
- 1404/12/01 - 07:00:00
تعبیر یک خواب در روز شهادت امیرحسین میرزایی؛
مادر در وداع با پسر روضه علیاکبر خواند
مادر شهید امیرحسین میرزایی سالها پیش خوابی دیده بود که تعبیرش را روز وداع فهمید؛ زنی در خواب گفت روزی روضه علیاکبر میخوانی و هنگام تحویل پیکر، مادر نتوانست نام امیرحسین را صدا بزند و فقط برای علیاکبر لالایی خواند.
به گزارش خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی «عصر بیلهسوار»،شهید امیرحسین مثل بقیه بچهها نبود. خیلی کمحرف بود، آرام و مؤدب. حتی وقتی با ما که پدر و مادرش بودیم حرف میزد، صدایش را بالا نمیبرد. حیا داشت؛ اینها روایتهای مادری است که فرزند جوانش در اغتشاشات دیماه پرپر شد.مادر شهید امیرحسین میرزایی ادامه میدهد: همان روزی که امیرحسین از خانه بیرون رفت، دلم شور میزد. حس عجیبی داشتم. رفتارش فرق کرده بود، مهربانتر شده بود؛ با همه مهربان بود، اما آن روز انگار مهربانیاش بیشتر شده بود.
مادر شهید از خوابی میگوید که سالها پیش دیده بود؛ خوابی که معنای آن را روز شهادت فهمید. این مادر صبور و داغدیده میگوید: چند سال قبل خوابی دیدم. زنی در خواب به من گفت روزی روضهٔ علیاکبر میخوانی. گفتم من مداح نیستم. آن زمان نفهمیدیم یعنی چه، اما روزی که پیکر امیرحسین را آوردند، تازه تعبیر خواب را فهمیدیم.
او از لحظه وداع چنین روایت میکند: وقتی پیکر امیرحسین را روی زمین گذاشتند، نتوانستم اسم امیرحسین را صدا بزنم. فقط برای علیاکبر(ع) لالایی خواندم. انگار زبانم امیرحسین را نمیگفت… فقط علیاکبر.
از بسیج تا شهادت
پدر شهید امیرحسین میرزایی با اشاره به مسیر زندگی فرزندش میگوید: امیرحسین از نوجوانی در پایگاه بسیج فعالیت داشت. برای خدمت سربازی به مناطق زابل و زاهدان و مرز افغانستان اعزام شد. پس از پایان خدمت هم با علاقه وارد نیروی انتظامی شد. دلش میخواست خدمت کند؛ جهادی بود، مسجدی بود و دلسوز مردم.
او با افتخار ادامه میدهد: بچهای خوشرو، مهربان، دوستداشتنی و عاشق خانواده بود. در فامیل همه دوستش داشتند. امروز با افتخار میگوییم فرزندمان در راه حق و حقیقت، برای این کشور و نظام، با اعتقاد قلبی به ولایت فقیه، به شهادت رسید.
انتهای خبر/ ن
دیدگاهها